این نام ماندگار
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:

حسین فهمیده، نه افسانه که واقعیت بود، واقعیتی چونان واقعیت به حقیقت رسیده دفاع مقدس درس گرفته از عاشورا. بی خود که نامش را «حسین» نگذاشته بودند.
حسین، نامی است که روی شانه خیلی ها سنگینی می کند، سنگینی می کند و مدام به یادشان می آورد که باید حسینی زندگی کرد و اگر روزگار، زیستن حسینی را یزیدوار تاب نمی آورد باید حسین وار، شهادت را برگزید. و «حسین» این بزرگ مرد کوچک این را خوب «فهمیده» بود. پس وقتی که یزیدی ها می آمدند تا آخرین نفس عاشوراییان را بگیرند باید کاری می کرد،کاری که در شان نام حسین باشد، به اندازه قامت «کودکی» که یک باره «مرد» شد و قرار شد برای همیشه تاریخ اسوه مردی و مردانگی باشد، اسوه ای در کنار هزاران اسوه که از عاشورا درس گرفتند.
حسین فهمیده، ملک نبود، اما از «ملک پران شد»، فرشته نبود اما خاک عبیر سرشتی بود که فرشته های خدا عاشقش بودند. او اهل همین حوالی بود، قم، کرج و ... فرقی نمی کند کجا به دنیا آمد و کجا زندگی کرد، مهم این است که کجا جهان را باهمه زیبایی هایش، با تکبیر الاحرام نمازخون پشت سر گذاشت و کجا بزرگ شد و در قامتی تجسم یافت که رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت
آری مهم این است که حسین فهمیده در خوزستان، کربلای خود را و در ٨آبان عاشورای خود را یافت، تکلیف حسینی خود را هم از قبل فهمیده بود و خرمشهر این قطعه سرخ و بهشتی خاک ایران هم گواه این سرفرازی است و او را از دلاورترین فرزندان خود می داند، هرچند او زاده قم و بزرگ شده کرج باشد. او فرزند خرمشهر هم هست، فرزند همه ایران هم هست و مهم این است که او با این حماسه، حماسه را بزرگی بخشید و به دشمن بعثی عراقی فهماند که در بیشه یک بچه شیر هم می تواند جلوی گرازان وحشی را بگیرد.
مهم این است که او معلم استشهادیون شد. استاد همه آنانی که برای رسیدن به حق و دفاع از حق از خود می گذرند و حسین هم این را به همه تعلیم کرد که به قول آوینی شهید، در باریکی گردن رازی است که باید فهمید که باید حسین را از سر خویش بیشتر دوست داشت و برایش از سرگذشت و ...
مهم این است که امروز نام حسین فهمیده با عاشورا معنا می شود. نامی و معنایی که هرگز از یادها نمی رود.