غیرتت کجاست عرب؟
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:

برخی برای حیوانات دل می سوزانند، سازمان تشکیل می دهند، از حقوق آنها دفاع می کنند اما چشم می بندند بر حقوق انسان ها که با پیکر زخمی شان یک جا لگدکوب می شود. زندگی ها جامه مرگ می پوشند اما نه چشمی باز می شود و نه صدایی به فریاد برمی آید، انگار در یک توافق اعلام نشده آنهامشغول داد و هوار کشیدن برای شکسته شدن پای فلان گربه و فلان گرگ هستند، اما این طرف، گرگ های انسان نما وددان آدمی خوار جنایت را به نهایت می رسانند...
برخی با هزار ادعا از فناوری خویش می گویند که حرکت یک حشره هم از چشمش دور نمی ماند اما کور شده است دربرابر آنچه در فلسطین روی می دهد. کر شده است و صدای انفجار بمب ها را نمی شنود، در این میان اما قصه برخی عرب ها، چیز دیگری است و غصه غیرت مرده نیز هم. اما امروز،... اما برخی عرب ها، آبروی عرب و غیرت عربی را هم می برند.
غیرت، کجا مرده است، عرب کی مرده است، یادت هست؟ نه، تو شیرت را بخور، شعرت را بگو، گور بابای بچه های فلسطین که دارند قربانی جنون صهیونیزم می شوند. تو شمشیرت را در فضا بچرخان نمی خواهد خودت بچرخی عرب. آنجا،در فلسطین صهیونیست های یهودی دارند رجز می خوانند. تو به «جزر و مد» دریای نفت فکر کن. هر بشکه ١٠٣دلار از این بهتر می خواهی؟
غیرت کجاست کجا مرده است یادت هست؟ نه، تو شیرت را بخور، فدای چشمان نیمه بازت که نوزاد فلسطینی چشم باز نکرده به جای شیر، گلوله می خورد و برای همیشه چشم می بندد و سفره عرب های مظلوم فلسطینی، از بمب و مرگ رنگین است. تو شمشیرت را بچرخان تا چرخ گردون به مرادت بچرخد و چه بهتر از این که هر بشکه نفت را بفروشی به ١٠٣دلار!
غیرت کجاست؟ کجا مرده است این گوهر انسانیت، یادت هست؟ نه، تو شیرت را بخور، به فکرشبت باش فدای «شاهینی» که به «بوش» هدیه کردی که شحنگان و گزمگان بر فلسطینیان حد مرگ جاری می کند، به جرم بزرگ زندگی خواهی و چه جرم بزرگی است کسی زندگی بخواهد وقتی زورمداران برایش مرگ را واجب می شمارند. پس این مجرم را باید کشت وقتی خانه اش را نمی دهد، خونش را که لااقل باید بدهد. خونش را اگر می خواهد، خانه اش را رها کند و برود این دو باهم نمی سازد وقتی می خواهند خانه اش را بگیرند...
" غیرت کجاست، تویی که نامت عرب را شرمنده می کند؟ کجا مرده است، یادت هست؟ نه، تو شیرت را بخور، مسابقه شترسواری ات را برگزار کن با کودکان مرگ. شمشیرت را برقصان در فضا اصلا میانه ات با فضاپیما چطور است. برایت می سازند تا تو پزش را بدهی. تو حتی نمی خواهد فکر کنی. این کار پرزحمت را بگذار برای همان هایی که فکر همه جای قصه فلسطین را کرده اند، بگذار برای صهیونیست ها که می کشند و به راه اندازی کوره های آدم سوزی تهدید می کنند این فلسطینی ها را که نمی خواهند خانه شان را بگذارند و بروند. بگذار آن ها فکر کنند تو خسته می شوی!
" غیرت کجاست، کجا مرده است، می دانی؟ نه، تو شیرت را بخور، شعرت را بگو، شمشیرت را برقصان، شترت را سوار شو، اصلا نمی خواهد فکر کنی به غیرت به حمیت، به مسلمانی به زخمی که بر پیکر انسانیت می خورد.
" غیرت کجاست کجا مرده  است، می دانی؟ نه، تو شیرت را بخور، شب را بگذار شهرزاد قصه گو برایت قصه های عاشقانه بگوید. تو به شعری فکر کن که شاید لازم باشد به دروغ بر لبانت جاری کنی، به نفت فکر کن به بشکه ای ١٠٣ دلار. بگذار فلسطینی ها بمیرند، اصلا مرگ هرکدامشان چند سنت قیمت  نفت را بالا می برد، از این بهتر چه می خواهی؟
" غیرت کجاست عرب؟ کجا مرده است، می دانی نه ، تو نمی دانی، تو شیرت را بخور، شعرت را بخوان، شترت را سوار شو، فلسطین هم خدایی دارد و فلسطینی هم. غم زخم خوردگان آن دیار را هم مرهم گذاری هست. ما هستیم، مسلمانان هستند، تو هم اگر پنجره قصرت را بازکنی، صدای مردمت را خواهی شنید که فلسطین را فریاد می کنند. تو هم اگر به جای شمشیر، به خودت حرکت بدهی بد نیست.
" آی فلسطین! نگاهت را از دست دیگران برگیر، دست دیگری معجزه نمی کند، به دستان خودت نگاه کن، معجزه آن جاست. دست هایت را سنگ هایت را نگاه کن، آن وقت خواهی دید که از سپاه فیل سوار ابرهه هم کاری ساخته نیست.
" آی فلسطینی! خانه ات را خودت. باید نگهداری، خودت به دیگران امید مبند، رویت را به خدا کن و برخیز، که خدا اهل قیام را اهل جهاد را، اهل شهادت را دوست دارد. برخیز فلسطینی!(ص اول و۲)