به بزرگی یک جانباز
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:

 یکم: قصدم اعتراض بود و حتی سر و صد الله وقتی که می رفتم تا به آقای لوله کش اعتراض کنم. او که باید می آمد و لوله خانه ما را درست می کرد اما به دنبال گرمای هوا بود.
گفتم می روم و... رفتم، خود را هم محق می دانستم ام الله وارد مغازه شدم و گفتم من از دست افراد بدقول خیلی عصبانی می شوم، او که تلفنی عذر خواسته بود باز هم عذرخواهی کرد که هوا گرم نشده بود... گفتم خب نشود، گفت در هوای سرد نمی توانم کار کنم.
صدایم به اعتراض بلندتر شد که... اما وقتی فهمیدم سید، جانباز شیمیایی-استخوانی است هم صدایم پایین آمد هم سرم، چه کردم من با او که سند سربلندی ام بود.
وقتی فهمیدم دو تن از اعضای خانواده اش شهید شده اند، بیشتر شرمنده شدم. وقتی فهمیدم از یک فامیل مشهور است اما به زبان نمی آورد، شرمندگی ام مضاعف شد.
وقتی فهمیدم هنوز مستاجر است و از بنیاد نه حقوق می گیرد و نه امکانات، به بزرگی او احترام گذاشتم.
وقتی دیدم هیچ توقعی از هیچ کس و هیچ نهادی ندارد و حتی از همکارانش هم دستمزد کمتری می گیرد، فهمیدم با آدم بزرگی طرفم، بزرگ مثل یک جانباز و... چقدر بزرگند این مردان، اینان که نقد جان به عیار شهادت دادند و هیچ نخواستند و نمی خواهند نیز هم.
" دوم: قصه پرغصه «علی اعلمی» را دو روز قبل خواندیم و خواندند بسیاری و کم نبود چشمانی که طلایه دار باران شد. کم نبود زخم هایی که تازه شد و... راستی شما، چه کردید و چه گفتید؟...
" سوم: رسیدگی به علی اعلمی ها، به هیچ جا برنمی خورد، حتی اگر جانباز نباشند، رزمنده نباشند و فقط بیماری تنها باشند، باز به جایی برنمی خورد، هزینه این قبیل افراد را بگذارید پای حساب جانبازانی که مثل سید لوله کش نه حقوق می گیرند و نه چیزی مطالبه می کنند.
بگذارید به حساب جانبازانی که هیچ گاه پرونده تشکیل نداده اند و نخواهند داد. به جایی برنمی خورد، ما که کم ثروت نداریم...
به جایی برنمی خورد اگر علی اعلمی ها را هم زیر سقفی بریم و چراغی برایش روشن کنیم تا در این شب ها که گاه سرما به ٢۴ درجه زیرصفر می رسد، مجبور نباشد، تن خسته اش را به دیوار تنور نانوایی بچسباند. به جایی برنمی خورد اگر او را ببینیم.
" چهارم: سنت بچه های جنگ، مهر ورزیدن به همه است، حتی مسئولانی که چشم می بندند بر دردی که این نسل می کشد، اما گاهی آرزو می کنم، یک شب فقط یک شب، در زمستانی چنین سرد، پشت در بمانند تا بدانند علی اعلمی این زمستان را چگونه گذرانده است...
بگذریم،حالا این مسئله به بنیاد شهید و امور ایثارگران مربوط می شود یا به هر اداره و سازمان دیگری فرقی نمی کند.
باز هم بگذریم...!(ص-۹)