غیرت ایرانی
ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳   کلمات کلیدی:

خرمشهر که اسیر بود، انگار دشمنان همه ایران را به گرو گرفته بودند. انگار غیرت، توان و هویت ما را به ریشخند گرفته بودند، دشمنان اما مگر می شود ایران، زیرگام سفلگان بماند؟ مگر می شود بر غیرت ایرانی تیغ کشید، توانش را ندید و بر هویتش شلیک کرد؟ مگر می شود در سخت هنگامه ای چنین، ایرانی بر جای بنشیند؟ آری ۵٧۵ روز کافی بود تا ایران دوباره تمام قد برخیزد و ایرانیان نیز هم و چنین بود که در عملیات پرشکوه بیت المقدس، دلاور مردان ارتشی، سپاهی، بسیجی و ... نماز حماسه ای را قد قامت بستند که سلام آن از گلدسته های مسجد جامع خرمشهر اذان می شد.
آری، خرمشهر آزاد شد، تا شناسنامه ایران بیش از این در دست های اکوان دیو نماند و پرچم بیگانه، نسیم دیار ایران را نیالاید و شیطانک ها بر پنجره غیرت خانه ایرانیان سنگ نزنند و ... دشمن آمده بود بماند، آمده بود تااز خرمشهر، «محمره» بسازد اما ... نفس قدسی حضرت روح  الله در رگ های غیرت ایرانی، روحی تازه دمید، نفس ها، تسبیح شد و نگاه ها، عطر مولا علی (ع) گرفت و عملیات پرشکوه بیت المقدس آغاز شد. تو گویی فرشتگان خدا به یاری جنود حق آمده بودند و گرنه مگر می شد خط خرمشهر را شکست؟ مگر می شد، شهری را که صدام و حامیانش کلید بصره را در تاقچه  اش گذاشته بودند، آزاد کرد و عراقیان سرمست از باده اقتدار شیطان را به بند کشید؟ اما ... ما را خدایی بود و غیرتی خدادادی و قدرتی خداباور که از هفت خان و هفت جوی خون گذشتیم و خرمشهر را آزاد کردیم تا ارزش های اسلامی، انقلابی و ایرانی، پرشکوه تر از همیشه جلوه گری کند و از آن پس ما دست بالا را گرفتیم، در جنگ که آغازگرش صدام بود. دست بالا را گرفتیم و بر صورت او سیلی زدیم تا سرانجام به حق و قانون تمکین کند و پای کثیفش را از خاک مطهر ایران بیرون بکشد و سرانجام چنین شد و خرمشهر، دوباره شد تنفس گاه پاکان خاک و دوباره از گل دسته های مسجد جامع، اذان خوانده شد و دوباره پرچم پرافتخار ایران به اهتزاز درآمد و دوباره ایرانی ها به عزت، سر خویش را بالا گرفتند و سرفرازانه به فردایی می اندیشند که خرمشهر، خرم ترانه همیشه، بی مشکل و بی دشواری، نماد ایران توسعه یافته باشد و هر خرمشهری هم سفیر هویت ایرانی و ... اما جای شهدای فاتح خرمشهر خالی است اما راه شان از رهرو پرباد که شهر خدا با لشکریان خدا پرشکوه تر است. (ص-۶---٢/٣/٨٧)