تو مبعوث به شهدتی جانباز
ساعت ٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢۳   کلمات کلیدی:
تجدیدی که نیستی تا همه تابستان عمر را به هزار رنج پشت سر بگذاری، پی آموختن و امتحان دادن، تو اصل درسی، خود امتحانی، تو همان مرحله اول، قبول شدی، تازه مدال هم گرفتی. مدال جانبازی و چه مدالی از این بالاتر! من معتقدم تو و شهید هر دو شاگرد اول عشقید و شاگرد ممتاز معرفت. اگر «شهید»، اول «جانباز» شد تا «شهید» بشود شما هر روز «شهید» می شوید تا «جانباز بمانید». جانباز که باشد، هم شهید هست. هم شاهد و هم شهود. آن وقت میان زمین و آسمان هیچ فاصله ای نمی ماند که فاصله را قنوت نماز و پرواز نگاهت پر می کند. در همان نگاه اول. تو تجدیدی نیستی، آنکه تو را تجدیدی عشق بداند، رفوزه معرفت و مردودی زندگی است.تو نیمه دیگر شهیدی از سیب سرخ عشق و ترجمان و... منهم من ینتظر... و کجا می فهمد مفهوم بلند انتظار را آنکه تو را تجدیدی می داند. تو تجدیدی نیستی اما «تجدید شونده» هستی و «تجدید کننده» نیز هم. تو مدام عشق را، معرفت را، هویت را، عزت را، استقلال را تجدید می کنی در رگ جامعه، تو مجدو عزت و صاحب مجد و عظمت هستی تو جانبازی که نامت به رفعت نام عباس گره خورده است و دستان قطع شده ات دیری است به امامت دستان آن پهلوان وفا، نماز پایداری می خواند...

تو تجدیدی نیستی. مردود کسی است که تو را نمی شناسد والا می فهمید «دود» هم نشان آتش است اگر این را می دانست، شاید برای یافتن یقین به سمت آتش به سمت نور می رفت اما دریغا. دریغ که او گرفتار خویش است.

تو تجدیدی نیستی جانباز، مردود آن مسئولی است که تو را قدر نمی داند. آن مقامی است که نه تو را می شناسد و نه الگویت عباس را. بلکه «میز» را می شناسد و «باد» را تا از هر طرف که بوزد، او «گندم» خود را باد بکشد و «کاه» آن را هم گران تر از گندم بفروشد. مردود کسی است که نمی فهمد «درد» یعنی چه، نمی داند «زخم ترکش» اگر تازه نماند، زخم زبان تا ابد تازه می ماند. نمی داند «بوی باروت» چه رایحه ای دارد و «تیر» چه طعمی. نمی داند خیلی چیزها را که تو با همه جانت لمس کردی. نمی داند خیلی چیزها را، او مردود است حتی اگر مرده نباشد.

تو تجدیدی نیستی جانباز! مردود کسی است که «زهر» خنده هایش ، «زخمت» می زند و زخم زبانش، نمک سودت می کند، مردود کسی است که جلوی ویلچرت سنگ می اندازد اگر توی سرت نزند! مردود خیلی ها هستند که نسبت به تو فقط با شعار احترام می گذارند و یادشان نمی ماند که تو را هم زندگی است. مشکلات است که فقط با یاری این و آن برطرف می شود ام الله مردود کسی است که جانباز را، این جانماز خدا را این عشق خدا را، این خلیفه خدا را حرمت نمی گذارد و...

تو تجدیدی نیستی جانباز. تو قبول شدی همان لحظه اول مثل شهید، والا خداوند تکلیف دشوار یادآوری شهادت را بر شانه های زخمی تو نمی گذاشت. تو قبول شدی و تازه باید مردم را هم تا مرحله قبولی، معلم باشی. باید مثل کوه محکم، مثل پرچم در اهتزاز و مثل خورشید در نورافشانی باشی تا نتوانند شیطان صفتان کوچه باور و جامعه را از شهید و شهادت خالی کنند، تو مبعوث به شهادت هستی نه تجدیدی شهادت!صفحه 02 اخبار ، شماره سریال 17049 ، تاریخ انتشار 870516