"جان "ها به تو "باز "می شود جانباز!
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۱۸   کلمات کلیدی:

تو شاگرد اول عشقی

جانباز

که نه در یک امتحان

که هر روز امتحان

باز شاگرد اولی

مردود کسی است

که تو را

تجدیدی عشق بخواند

تجدید، کسی است که

در شهادت هر روزه تو

به تردید نگاه کند

تو هر روزه شهیدی

از بامداد

که آیه عشق

در تو متجلی می شود

و تو

- با هزار زخم درتن-

و هزار شوق در جان

«و منهم من ینتظر»

را تجسم می شوی

تا جهان

همچنان به عطر

«من قضی نحبة»

جان طراوت بخشد

و چشم ها

همچنان

«من المومنین

رجال صدقوا

ما عاهدوا ا... علیه»

را در میان خویش

ببیند

و در سیماتان

سوره عشق بخوانند

و در سجاده چهره شان

خدا را ببینند

تو شاگرد اول عشقی

جانباز

جان ها به تو باز می شود

و

 جهان به تو روشن 

 درنگاه تو

هزار خورشید

حدیث قدسی می خوانند

از «من طلبنی»

تا «وجدنی»

و با تو به تماشا می نشیند

در تجربه پرشکوه تو

از «من وجدنی

عشقنی»

و به چشم می بینند

تغزل تو را با خداوند

«من عشقنی

عشقته»

و چه پرشکوهی جانباز

به گاه این معاشقه

و چه سرخ خام است

گونه هایت

وقتی به آخر خط

و اول جاودانگی می رسی

در «ومن عشقته

قتلته»

و چه کشته ای می شوی

تو که از خاکسترت

هزار ققنوس

به پرواز می آیند

و چشم که می گردانند

عظمت تو را بهتر

درک می کنند

وقتی می فهمند

و من قتلته فعلی دیة

و من علی دیته فانادیته

و خدا را جانشین تو می بینند

در پایان هر روز

و باز فردا

عشق را

حکایتی تازه است

و تو باز شهید می شوی...

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1390/04/15 شماره انتشار 17876 /صفحه۷/فرهنگی