اگر جرات داشتم از جنگ می نوشتم
ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٠   کلمات کلیدی:

نامه ای از یک دوست زمان جنگ بر ما بسی کمان ملامت کشیده اند! 
نامه ای را نه به نام یک نفر که به نام همه آنانی می نویسم که پیشتر از اینها نام خود را در ردیف هفتاد و سوم لیست عاشورائیان نوشته اند تا نشان دهند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، اگر واقعیت نباشد، حقیقتی غیرقابل انکار است و جبهه تقابل حق با باطل در همیشه زمان گشوده و خاکریزها برافراشته است. نامه ام را به نام آنانی می نویسم که حتی پشت خاکریزهای شکسته هم مردانه می ایستند و حکایت عقیل و مرتضی را چنان نصب العین قرار می دهند که برادران تنی هم جرأت افزونخواهی نکنند چه رسد به آنانی که برادری را ثابت نکرده دعوی ارث و میراث می کنند! و نانجیبانه حق نداشته خویش را از حلقوم صاحبان حق بیرون می کشند یا به تزویر یا به زور! یا به هر شکل دیگر!
نامه ام را به مردانی می نویسم که خوب می دانند اگر نه شمع بیت المال که چراغ های نابه حق روشن شده از بیت المال همچنان روشن بماند و گروهی «بیت المال» را به «مال البیت» تبدیل کنند نه از اسلام نامی خواهد ماند و نه از علی نشانی. حتی اگر مذهب همه را در شناسنامه علوی بنویسند!
نامه ام را به نام دوستان زمان جنگ می نویسم اما جرأت ندارم مثل آنها فریادگری کنم و روشن بگویم خیلی چیزهایی را که می بینم و می شنوم.
اگر جرأت داشتم می گفتم بی ریشه ها و تازه به دوران رسیده ها چه به روز این ملت آورده اند می گفتم گروهی از کاسه سر برادران شهیدمان نردبان ساختند، می گفتم عافیت آبادها از کجاست. می گفتم وقتی زنی برای سیر کردن شکم گرسنه چهار فرزند و مرد علیلش مجبور است تنها کالای زندگی اش را، به حراج بگذارد، یقه چه کسانی را باید گرفت! می گفتم وقتی بسیاری کار خویش را آنگونه که باید انجام نمی دهند بماند که کارشکنی را کار خویش پنداشته و حقوق کارشکنی می خورند. می گفتم وقتی کسانی، جانبازانی، هموطنانی به دلیل فقر مالی از درمان عاجز مانده، مرگ را انتظار می کشند، چه کسانی تا عطسه شان می گیرد راهی انگلیس و هزار جهنم دره دیگر می شوند. می گفتم .... و می گفتم... می گفتم!
اگر جرات داشتم می گفتم وقتی کسانی با آبروی بچه رزمنده ها تجارت می کنند و کسانی که هنگام جنگ هنوز متولد نشده بودند و یا... آنها را از حضور در میدان نبرد باز می داشت هرچه دلشان می خواهد لای چفیه می پیچند و بر سر این و آن می زنند، دیگران هم به خود حق می دهند با چشمان بسته و دهان گشوده، هرچه بد و بیراه بلدند و یاد می گیرند نثار بچه های جبهه کنند و کسانی آنقدر پررو شوند که «نبرد حق و باطل» را «برادرکشی» بخوانند! امروز تقاص برادرهاشان را از ما بخواهند...
من که جرأتی ندارم اما با همه وجودم دعا می کنم کسی قد علم کند و با همه ایمانش به مردم بگوید چرا جنگیدیم و چه شد که جنگ به اینجاها کشید و بگوید امروز و عصر پس از جنگ بر نسل دفاع مقدس چگونه سخت می گذرد!
کسی بیاید و بگوید ما نمی خواستیم خون را به خون بشوییم. نمی خواستیم جنگ ادامه داشته باشد. اما جنگ همانگونه که بر ما تحمیل شد آنچه رفت هم تابع شرایط و اقتضائات خود ادامه یافت، ما اما کار خود کردیم هم براساس حق و هم براساس تکلیف و از عمل به حق و تکلیف هرگز پشیمان نیستیم. حسرتی هم اگر هست از این روست که از قافله پرواز وامانده ایم نه اینکه چرا پر پرواز گشودیم.
کسی بیاید و حال ناخوش ما را و پای مجروح ما را و دل زخمی و هزار ریش ما را برای همه باز بخواند.
باز بوی باورم خاکستری است
... صفحه های دفترم خاکستری است... حال آنکه باید درگذر از فصل سرخ به بهار سبز می رسیدیم اما
این شرح حال من است، اما با همه این نمی توانم در نامه ای که به دوست زمان جنگ می نویسم فریاد برنیاورم که بد جوری دور خورده ایم، نگویم دشمن به میان ما رخنه کرده است. نگویم:
«بین جمع ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز...»
نامه ام را به نام دوستان زمان جنگ می نویسم اما مخاطبانم همه هستند، هم گرسنه هایی که کنار خیابان می خوابند و هم کاخ نشینانی که دیریست خدا را از یاد برده اند و اگر نمازی هم -حتی- می خوانند ابن ملجم وار از سر عادت است... و به قول شاعر
«... من به در گفتم ولیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها ...»
از یاد نمی برم این فرموده امام شهیدان، حضرت روح ا... را، که... جنگ ما جنگ بین فقر و غنا، جنگ بین حق و باطل بود و این تمام نشدنی است... و ما هنوز در جبهه ایم. جبهه ای وسیع تر، مردافکن تر و پیچیده تر و...
با علی در بدر بودن شرط نیست
ای برادر نهروان در پیش است!
این را به برادرانم می گویم که یا در بدنه کارند بی توجه به آنچه می گذرد، بی توجه به هجوم خستگی کار می کنند و باید بکنند و یا گوشه نشینی اختیار کرده اند و سر به لاک خویش فرو برده اند. حالا هنگامه نهروان است و باید طبقه ای جدید شکل بگیرد سرشار از تخصص لبریز از تعهد و بیایند و در میان، میدان، تا فضیلت ها و کرامت ها حفظ شود و شمای واقعی جمهوری اسلامی برخاسته از انقلاب اسلامی چهره ناز و ناب خود را به تماشا بگذارد.