بسیجی های تقلبی
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:

بسیج یک مکتب فکری با مشرب عرفان اجتماعی است و کلان تر از آن است که در قالب یک نهاد بتوان آن را محدود کرد. البته هر نهادی می تواند خود را براساس مولفه های این مکتب شکل دهد و ساختار خویش را بسیجی گونه بنا کند. افراد جامعه نیز با سنجش خود به محک این مکتب می توانند به میزان عیار خویش بسیجی باشند. اگر بخواهیم مولفه های این مکتب را بازشماری کنیم اول به بحث «عدالت» می رسیم، بسیج خود را براساس «عدالت» و حول این محور شکل می دهد و برای حراست از این «مفهوم» از همه ظرفیت وتوان خود بهره می گیرد و چنین است که بسیجی را «عدالت خواه» می بینیم و همه کنش ها و واکنش هایش را در راستای تحقق عدالت در مفهوم وسیع آن ارزیابی می کنیم. در دفاع مقدس نیز حضور بسیج برای حراست از «عدالت» بود و در ساختار خود هم عدالت محور بود. به عنوان نمونه بسیجی فزونخواهی را برنمی تافت و فزون نمی خواست. وقتی هم که برای جایگاه خود فرد بهتر را می یافت بدون لحظه ای تردید جای خود را به او می داد و این را دقیقا در راستای عدالت خواهی انجام می داد و عملا هم معلم عدالت می شد. یاد شهید حیدری سبز که عملکرد اینگونه اش دهها سردار تحویل سپاه اسلام داد.
ایثار؛ این دیگر مولفه فرهنگ بسیج است و مقدم داشتن دیگران بر خود و منافع دیگران بر منافع خود از منش بسیجیانی است که درس آموز این مکتب هستند و باز دفاع مقدس نمونه بارز این فرهنگ را در قاموس شمشادقدان شهید به تمامی فرادید گذاشت و این امر را نهادینه کرد که هرکس به همان اندازه بسیجی است که ایثارگر است و به راحتی دیگران بیش از خویش بها می دهد. بسیجی بهانه ارث و میراث ندارد بلکه در عین اثبات برادری، بارها و بارها از حق خود به نفع دیگر تا جاییکه به عدالت صدمه نزند می گذرد.
تولا؛ دراین مولفه، دوست داشتن همه خوبی ها، مشی بسیجی می شود و او آنچه خدای خوبی ها دوست می دارد، او نیز بدان عشق می ورزد و دوستی دوستان خدارا برای خویش برمی گزیند. مهر را و مهربانی را به نهایت درجه می رساند.
تبری؛ بسیجی هم از دشمنان انس خدا تبری می جوید و هم از همه پلشتی ها درهمه اشکال آن دامن می شوید و بر باطل چنان سخت می گیرد که به حق گردن نهد اما در این میان حتی حق کافر را لگدکوب نمی کند که او با کفر سرجنگ دارد نه با معلول آن، لذا حقوق کافر را رعایت کرده و بر آن اصرار می کند چرا که فلسفه دین احقاق «حق» است. باز دفاع مقدس مدرسه این معرفت آموزی بود؛ نبرد قاطع و با همه وجود با خصم بدکردار و رافت اسلامی با اسیران. لذا می دیدیم هنگامی که اسیر زخمی دشمن که تا آخرین فشنگ با ما جنگیده بود نیاز به خون داشت باز این بسیجی بود که حق انسانیت را پاس می داشت و با اهدای خون یک «انسان» را، سوای عقیده و مسلکش، از مرگ نجات می داد و بر این باور بود که هرکس به درگاه خداوند به جان ارزد. البته درخانه بنده خداوند به نان و به خون ارزد. آری مشی برتر بسیجی این بود: در دشمنی با دشمنان خدا هم باید مروت را نصب العین قرار داد.
کار؛ کار و تلاش در نهایت دقت و سرعت و بهره گیری از همه ظرفیت ها و به ازای آن کمتر هزینه کردن، شکل کار بسیج بود. کمترین هزینه =بیشترین آورده. بسیجی هم در مقابل یک لقمه نان خود را مسئول می دانست و در مقابل یک فشنگ هم.
... بسیج یک مدرسه معرفتی است و اگرچه جنگ به پایان رسید تا یک عرصه حضور از بسیج سلب شود اما در این مدرسه برای همیشه باز است و هر روز به شاگردان این مدرسه اضافه می شود. چنانکه پیش از این با حضور اولین پیامبر و نخستین اولیای خدا گشوده شده است. آنچه، البته امروز یادآوری اش ضروری می نماید این است که این مدرسه معرفتی را آسیب هایی چند تهدید می کند که در این مختصر به همین بسنده می کنیم که عدم تعریف دقیق و تبیین سویه های این فرهنگ، باعث شده است تا گروهی این فرهنگ ر ا تا اندازه یک نهاد تقلیل داده و معادل یک نیرو بدانند و آن نیرو البته هرچند خوب باشد نمی تواند همه ظرف فرهنگ بسیجی باشد. سخت تر اینکه افرادی، خود را تعریف بسیج بدانند و با عملکرد خود بخواهند معرف بسیج باشند حال آنکه خود شاید مصداق این شعر باشند که؛ «ذات نایافته از هستی بخش/کی تواند که شود هستی بخش؟» کسی که خود لبی از جام می بسیج تر نکرده کجا تواند معرف بسیج شود؟ متاسفانه این عرصه گاه چنان مشوش می شود که بسیاری بدلی ها را اصل می فهمند و خود بسیجی های تقلبی هم از این فهم سوء استفاده می کنند و برای کسب نام، این مدرسه را به ننگ می آلایند غافل از اینکه «نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند...» تمام مشکل امروز جامعه دراین ساحت، رسوخ بسیجی های تقلبی است که به این مدرسه رخنه کرده و به چفیه ای خودرا همطراز سرداران عدالتخواه می دانند و از منش آنها هیچ بهره ای نبرده اند و افسوس وصدافسوس که بسیاری از مردم این «کتوله های» بدلی  را به جای «شمشادقدان»  می پندارند و با تبر به جان شمشادها و سروها می افتند تا آنچه از «کتوله ها» به دل گرفته است از «شمشادقدان» انتقام کشد. حال آنکه میان ماه من تا ماه گردون/تفاوت از زمین تا آسمان است». مدرسه معرفتی بسیج نام همه پیامبران و اولیاءا... وشهدا رادر خویش ثبت کرده است. در این دفتر نام هیچ بدلی و تقلبی یافت نمی شود. پس هشدار که هزینه سنگین بسیجی نماها را از حساب آبروی بسیجی های حقیقی کسر نکنیم...