بسیجی از اسلام مسجد تا اسلام هیئت
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:

بسیجی دیروز، پروریده اسلام مسجد بود، اسلام فقه و فقاهت و فلسفه و عرفان و اخلاق. از این رو بود که«احساس دینی» در او حکم«صاعقه» راداشت که وجودش از آن رو ضروری می‌نمود که ابرهای پرباران«معرفت» را به بارش آورد والا خود صاعقه ارزش چندانی ندارد. بسیجی که«بی‌نام» بسیجی، انقلاب را به پیروزی رساند و«با نام»بسیج در دفاع از کشور، حماسه خلق کرد«مسجد» را سنگر می‌دانست، آنگونه که خمینی بزرگ فرموده بود«مسجد سنگر است، سنگرها را حفظ کنید» و روشن است حفظ مسجد، جز با دریافت و عملیاتی کردن پیام مسجد ممکن نیست و اگر به فهم مسجد نرسیم، بیتوته کردن شبانه‌روزی در مسجدالحرام هم چاره کار ما نمی‌کند، چه رسد به حضور گاه به گاه در یک مسجد. بسیجی ما«احساس دینی» را می‌پخت و«بصیرت»و «شعار»دینی را به«شعور» تبدیل می‌کرد و لذا می‌توانست بر صحیفه تاریخ خطی جاودان بنویسد و به مرحله‌ای برسد که هم«محدٌîث» بشود، هم«محدًث» و همان اندازه را که می‌آموخت در رفتارش متجلی می‌کرد و هر آیه‌ای که افزون می‌خواند در همه کنش و واکنش‌هایش تراوا می‌شد و یک اعتدال منطقی بر رفتارش حاکم و خود نیز بر نفس خود امیر می‌شد و درست از همین رو بود که می‌توانست کارهایی بکند که به زعم حسابگر بسیاری، «نشدنی» می‌نمود. عرصه حماسه دفاع مقدس صحنه بروز این«ناشدنی»های«شدنی» و«غیرممکن»های «ممکن» بود. اما... اما آنچه در قالب یک آسیب جدی سلامت بسیج به عنوان یک تفکر را تهدید می‌کند، تنزل مرتبه خاستگاهی تفکر بسیجی وکاسته شدن از رتبه و جایگاه این مدرسه فکری می‌باشد و روشن است که این تنزل درجه مکتب، تنزل شأن پروریده را هم در پی دارد. نمی‌شود از پرورش‌یافتگان مدرسه «اسلام هیئتی»، مداحی و تکیه‌ای و«احساسی» همان انتظاری را داشت که از اسلام مسجدی، فقهی، فلسفی، عقلانی، عرفانی و اندیشه‌ای. این درست همان گرانیگاهی است که فراروی بسیج قرار گرفته است امروزه خیراندیشانی به نگاه نگران به این مقوله می‌نگرند وهشدار می‌دهند نباید اجازه داد، اسلامی«چنین»، جایگاه اسلامی«چنان» را که بهره بسیار، بسیار بیشتری از حقیقت داشت بگیرد.
هیچ قومی هم پس از تجربه دانشگاه و مقاطع عالی نمی‌آید و سرکلاس دبستان بنشیند. اگر قرار بر این بود که مسیر کمال را معکوس طی کنیم باید بشریت دوباره به غار برگردد، و چنین نخواهد شد هم. چند روز پیش در همایش«پرچمداران بصیرت» در نیروی مقاومت سپاه، منطقه خراسان رضوی در مشهد سخنرانان نسبت به شیوع برنامه‌های مداحان بی‌سواد که به رغم بضاعت اندک می‌خواهند خود را سخنگوی اسلام راستین بنامند و بقبولانند، هشدار داده شد و این هشدار را در اول برای جامعه و در گام بعد به صورت مخصوص باید برای بسیجیان باز گفت که قناعت کردن به احساس دینی، دلخوش کردن به صاعقه است که هیچ بارانی را فرو نبارد و عطش ازهیچ زمینی نزداید. موىمن کسی است که از مرحله«احساس» به«تدبر» و «تفکر» و تعقل و در نهایت به«بصیرت» برسد و خوب می‌دانیم، که قبیله احساس را به ترفندی می‌شود تغییر مسیر داد، چنانکه ما در انقلاب خودمان نمونه کم نداریم از این تجربه تلخ، اما موىمنان بصیر را هرگز نمی‌شود فریفت چرا که آنها همه چیز را می‌بینند، نمی‌شود، سراب را به جای آب به آنها نشانداد، آنها آب را و فرق آن با سراب را می‌شناسند.
آنچه صاحب این قلم به عنوان کمترین بسیجیان نسبت به آن هشدار می‌دهد، بازگشت به مرحله احساس دینی، احساس تکلیف- بدون شناخت تکلیف و استطاعت فهم آن- است که به عنوان مهمترین آسیب فراروی نسل حاضر خصوصا" بسیجیان است و باید جدی گرفته شود و دوباره به اسلام مسجد و منبر و محراب و فقه و عقلانیت عرفان و اخلاق رو کنیم تا دگرباره توان کارهایی چنان سترگ در بازوان ما و باور و اندیشه ما جاری شود.