شهید جاویدالاثر!
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:

شهدا پر«اثر»ترین آفریدگان خداوند هستند. جاودانه مردمانی که نام «خاکی» فرو می‌نهندو نام از «خداوند» می‌گیرند و خداوند چنان آنها را عاشق است که خود «دیه» آنان می‌شود و نام خود بر آنها می‌گذارد و چنان مقرر می‌فرماید که به «بی‌مرگی»‌برسند و روزی خوران در پیشگاه او، نوربخش جان و جهان باشند و از همین روست که من هرگز با واژه « مفقودالاثر» برای جاویدالاثرهای شهیدی که پیکرشان یافت نشده است موافق نبوده‌ام. چرا که معتقدم کار شهید، شهود و شهدبخشی به جامعه است و خلق بیداری وازاین کدام اثر بالاتر؟ اصلا از نور، اثری اثرگذارتر می‌شود یافت؟ این درست مثل ماجرای «امام غایب» است که بسیاری به امام زمان می‌گویند، حال آنکه آقا هم بر «زمان» و هم بر «زمین» امام است و نه او از این دو «غایب» است و نه این دو از او، آنچه هست، چشمان تنگ دنیابین ماست که او را نمی‌بیند و ندیدن هرگز به معنای غیبت او نیست این ما هستیم که از خود غیبت کرده‌ایم عین وقتی که کره خاکی به خورشید پشت می‌کند. این روزها، پرده‌هایی به مناسبت برگزاری نکوداشت شهدای جاویدالاثر نیروی انتظامی در مشهد به چشم می‌خورد و این خود اقدامی است درخور. این برداشتی واقعی از این حقیقت است که ما همیشه محتاج بازخوانی شهید و شهادتیم برای شهدنوشی از حق. شهدا چراغ افزوخته راهند و هیچ رهروی نمی‌تواند خود را از چراغ بی‌نیاز بداند و قدردانی از چراغ راه هم شکر نعمت چراغ است و هم بیانگر «طلب»‌و «اراده» که نهایتش «وصل»‌است و وصال دوست. جامعه امروز ما هم به همنشینی با شهدا خیلی محتاج است، خیلی بیشتر حتی از زمان جنگ، آن روزها لااقل راهها اینقدر گونه‌گون و پرسنگلاخ نبود، این همه حرامی در هر قدمش کمین نکرده بودند اما امروز سخت است طی طریق، سخت است یافتن راه و دشوار است پیمودن مسیر، حالا در مشهد نیروی انتظامی در آستانه شهادت بزرگ معلمان شهادت و معنابخشان زندگی، حضرت رسول اکرم (ص) و دو فرزند شهیدش، امام مجتبی (ع) و امام رضا(ع)، می‌خواهد ادای دین کند به فرزندانش که آثار وجودی‌شان چراغ راه یاران است و پیکر مطهرشان در گوشه‌ای از کربلایی‌ترین خاک به امانت سپرده شده است. امید که دگرباره عطر ناب شهادت، کوچه‌ها را شاهدانه پرکند و همه ما بفهمیم که در هر کوچه‌ای که گام می‌گذاریم، روزی به گام‌های استوار شهیدی فخر کرده است و هنوز سرمست عطر حضور آنان است. هنوز وقتی غریبه‌ای می‌گذرد که کوچه را نمی‌شناسد، در و دیوار به صدا در می‌آیند که ما آغوشی بودیم برای قامت رعنای فلان شهید، هنوز درختها، به گاه برخاستن، نام شهید را بر زبان می‌رانند و هنوز گلبرگ‌ها، این سجاده‌های ناز، نماز دوست می‌خوانند. هنوز هرچه زیبایی است وامدار شهیدان است و برای بسط و توسعه زیبایی‌ها باید با شهدا دیداری دوباره وچند باره و هر روزه داشت. پس یا شهید،