جنگ را فقط درشت نوشتیم
ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:


جنگ را درشت نوشته‌ایم اما درست نه، یا لااقل خیلی از اوقات درست ننوشته‌ایم. وقتی این تصاویر را که ازکوران جنگ به یادگار مانده است با آثار سینمایی و... مقایسه می کنیم ،به راحتی درخواهیم یافت میان آنچه بود و آنچه نمایانده می‌شود فاصله، فرسنگ‌هاست، فرسنگ‌ها. شاید بتوان جلوه‌هایی از دفاع مقدس را در آثار ابراهیم حاتمی‌کیا و رسول ملاقلی‌پور یافت اما آثار دیگر، کمتر نشانی از آن ماجرا و از آن عاشورا دارد.
در این گزارش مصور می‌خواهیم ادای دین کنیم به حماسه‌ای که هشت سال، عاشورا را در جانمان جاری کرد و به احترام کسانی به نماز تماشا قامت بندیم که راز راست قامتی را تجسمی مومنانه شدند. سربازان، پاسداران، سرداران، امیران، بسیجیان و غیرت‌مردان عشایر که در پی حی‌علی الصلاة ، به سوی صلاة و جهاد رفتند. آنچه در قاب تصویر آمده است هم رشحه‌ای است از رشحات ملکوتی که آن روزها و شب‌ها، فرشته‌ها را به زمین می‌کشاند، یادش بخیر، شب‌های قدر کربلای پنج، عاشوراهای بیت‌المقدس، حماسه‌های والفجر، تماشای یاری خدا در سلسله عملیات نصر، یادش بخیر، مجنون و بچه «خیبری»هایش که همه حاجی بودند و به گرد خدا چنان عاشقانه سماع شهادت و طواف خون کرده بودند که مکه نرفته حاجی شده بودند مثل بچه‌های «بدر» یادش بخیر. خرمشهر و بیت‌المقدس، فتح‌المبین، رمضان، یادش بخیر، سه راه حسینیه، پادگان حمید، دوکوهه، یادش بخیر، ماووت، مرصاد و قله‌قله کردستان و کرمانشاهان و آذربایجان غربی، یادش بخیر همه زمان و همه زمین که در تماشای مجاهدان و سربازان آخرالزمانی امام عشق، مست شده بودند. یادش بخیر روزهای جنگ و شرمنده‌ایم از امروز که بسیاری از ما بر صراط مستقیم شهدا استوار نماندیم، یا به چپ چرخیدیم یا به راست، با غفلت از اینکه انگشت اشاره شهدا راه را مستقیم نشانمان می‌داد و می‌دهد. شرمنده‌ایم از پیشکسوتان شهادت و خون که به رغم وصیت و فرمان حضرت روح‌الله در کوچه پس کوچه زندگی به فراموشی رفتند. شرمنده‌ایم از آنچه باید می‌شد و اینکه شد . اما...
باز باید نماز شکر بخوانیم که هنوز می‌شود از بعضی گلدسته‌ها، اذان شهادت شنید. گوش کنیم، صدایی از جنس «هل من ناصر ینصرنی» ما را به همراهی نمی‌خواند؟،...