قدرت طلب بسیجی نیست
ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:

قصه تلخی» است، تلخ، تلخ است، «شمشادقدان» به گمان باطل رخت «کوتوله‌ها» پوشاندن و به تقاص «کوته قامتانً» تلاشگر برای فتح نقاط «قدرت‌خیز»، «تبر» شدن و بر قامت شمشادها کوبیدن. حال آنکه سروها و شمشادها «از هرآنچه رنگ تعلق پذیرد آزادند». «بسیجی» را می‌گویم هم او که زمان جنگ «شیر جبهه و مظلوم شهر»ش می‌خواندیم و دیرگاهی، کسانی، «دیگران» را در قامت خشونت دیدند و به اشتباه، «بسیجی» را «خشونت‌خواه» خواندند و امروز، باز کسانی، بسیجی را «قدرت‌طلب» و «متکاثر» و... می‌خوانند. حال آنکه بسیجی هرگز چنین نیست که اگر اینگونه کسی بود، بسیجی نیست. دروغی است آمیخته به ریا، شهوت‌خواهی است با چشمانی کور واندیشه‌ای ناسالم که باید چون لکه‌ای آلوده از دامن پاک بسیج پاک شود. یادش بخیر، مرجع اعلای شیعیان، حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی، که وقتی گفتند، طلبه‌ای دزدی کرده است، گفت، کجاست؟ و وقتی او را به حضور آوردند، عمامه از سر آن طلبه‌نما برداشت و فرمود: این را هم از ما دزدیده بود، یعنی به رغم خیال آنها که می‌خواستند، آن وصله ناجور را به دامن روحانیت بچسبانند، چنان درسی داد که همه، همیشه بدانند، آنکه در لباس مقدس خیانت می‌کند، نه از جماعت «جامه‌داران»، که دزدی است به آن «جامه» درآمده، که نباید، از او دفاع کرد، بلکه به صراحت در طرد او از آن ساحت باید کوشید. پس آنکه در لباس بسیج بر خلق خدا، خشونت می‌ورزد، بی‌آنکه براساس قانون در پی اجرای قانون باشد، وآنکه به بسیج به چشم یک «فرصت» برای تکاثر زر و زور می‌نگرد، آلوده دامنی است که اگر بیرونش نرانند، چون ویروس بر سلامت خواهد تاخت و دامن پاک را مشوه خواهد کرد. این یک واقعیت است که در آن هیچ تردیدی نیست. بسیجی، مهربان‌ترین مردم است در میان جماعت. او نه «اسطوره‌ای» فرادست که «اسوه‌ای» در دسترس است در کنار من و تو... در کار، آنکه بیش از همه تلاش می‌کند و زبان به طعنه تیز نمی‌کند و نه تنها بیش از حق خود نمی‌خواهد که از حق خود هم ایثار می‌کند، بسیجی است. هم او که هرگز برای کار، ساعت مشخصی قائل نیست. بسیجی همان کسی است که برای اعتلای کلمه الله و اسلام و ایران، در ورزش، از جان مایه می‌گذارد. همان دانش آموزی است که برای گشودن درهای «فردا» همین «امروز»، با همه وجود و با تحمل کمبودها، درس می‌خواند. او اگرچه در زمان جنگ لباس خاکی می‌پوشید تا خدا را بیش از همیشه به یاد بیاورد، اما امروز در هر لباس و هر جایگاهی می‌شود، منظم‌ترین، خوش‌رفتارترین و صادق‌ترین‌ها را بسیجی نامید بی آنکه از آنها کارت شناسایی بخواهیم، بسیجی تجسم زندگی اسلامی است، که باید مظهر شئون خداوندی باشد. مهربان خداوندی که از هزار و یک نامش، اکثریت قریب به اتفاق نامهایش شرح بسیط مهربانی است.
بسیجی، یک شهید بالقوه است و زندگی اش باید آنقدر زیبا باشد که بتواند در آرزوی مرگی زیبا، صادق باشد و شهادت نصیبش شود. بسیجی ها، بی‌ادعا مردمانی هستند که دعایشان اصلاح امور، رفع گرفتاری‌ها و بهترین زندگی برای مردم است و برای اجابت این دعا نیز خود باهمه وجود تلاش می‌کنند.
بسیجی، قانونمند است و به حق، با ایمان رضا می‌دهد و خواهان عدالت است ولو برعلیه منافع او باشد.
بسیجی، عاشق است، عاشق و هرآنکه جز این باشد، بسیجی نیست. پس نگویید فلان کس چه کرد و آن دیگری چه می‌کند. برای ما در فرهنگ‌نامه معرفت، جلوی کلمه بسیجی، چنین تعاریفی گذاشته‌اند، پس هرکس با این تعاریف نمی‌خواند، هرکه باشد و در هرجا، هرچه باشد، بسیجی نیست.