کمین خدا
ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/٢٢   کلمات کلیدی:

تنگه حسن آباد که بسته شد، کمین گاه خدا شکل گرفت تا کتاب دفاع مقدس، سر فصل پرشکوهی به نام »مرصاد« را در خویش به کمال رسیده ببیند و آنانی که به مکر و خدعه، خویش را تواناترین می دانند به مکر الهی که خیر بشریت در آن است، گرفتار آیند که او »خیرالماکرین« است، چنان که »خیرالرازقین« و »خیرالراحمین« و از همه خوبی ها، برترینش را دارد...
آری، این روزها در سال 67 پس از آغاز یک حماسه در 5 مرداد شور و حال دیگری داشت. رزمندگان اسلام در حال رقم زدن حماسه ای دیگر بودند و شیطان یاران خود را فروافتاده در خاک مذلت می دید و خداوند عذاب خود را بر قوم منافق از دستان لشکریانش فرو می فرستاد. آنها کرند غرب، اسلام آباد و ... را کوبیدند، سوختند و کشتند و آمدند تا در ادامه آنچه فروغ جاویدانش می خواندند، در یک برنامه زمان بندی شده تهران را فتح کنند! آنها چنان احمقانه مسائل را تجزیه و تحلیل می کردند که به این باور رسیده بودند که جز پلیس راه کسی را سر راه خود نخواهند دید! آری ارباب بعثی، آنها را بدجوری فریفته بود اما... تنگه حسن آباد که بعدها به تنگه مرصاد نام بردار گشت، نقطه پایان حرکتشان بود و آنجا خانه زادان امام رضا، دلاوران لشکر ویژه شهدا در کنار سایر رزمندگان قرارگاه رمضان و عشایر قهرمان و سایر لشکرهای سپاه و ارتش در طرحی مشخص راه را بر آنها بستند و خواب بی تعبیر آنها را به مرگ پیوند زدند تا آنانی که روزگاری داعیه دار مبارزه با امپریالیزم آمریکا بودند، در راه اهداف او که تقویت جبهه صدام و تضعیف ایران بود جان خود را از دست بدهند و چه بدعاقبت بودند اینان و چه بدعاقبت هستند بازماندگانشان که اکنون در عراق، دامن  نشین شیطان امپریالیزم هستند!
سال 67 در چنین روزهایی در استان کرمانشاه، پایان ماجراجویی های منافقان رقم خورد و فروغ جاویدانشان در مرصاد لشکریان خدا به فراموشی مرگ سپرده شد.
سال 67 در چنین روزهایی در شهرها و بیابان های استان کرمانشاه، جنازه های متلاشی شده لشکریان فریب خورده مسعود رجوی در هر سو به چشم می خورد و افسوس را برای همیشه در ذهن و ضمیر انسان، بر می انگیخت که چرا گروهی از فرزندان این ملک چنین بدعاقبت شدند، و یاد شیطان می افتد انسان که پس از هزاران سال عبادت چنین شد و مدعیان مبارزه با آمریکا چنین شدند که دیدیم و می بینیم!
یاد همه شهدای حماسه مرصاد تا ابد جاودانه باد.
(ص۶)