شهید ابراهیمی نه با اسلحه که با کلام عراقی‌ها را تسلیم کرد

گزارشی از مراسم سالگرد سردار شهید ابراهیمی فرمانده دلاور گردان الحدید
 
اگر مثل شهدا بشویم در باغ شهادت هنوز هم باز است و باید مثل آنان زندگی کنیم تا ما را هم به باغ شهادت راه باشد چنان که شهید احمدی روشن را راه بود. این گوشه ای از سخنان حجت الاسلام والمسلمین حسن احمدزاده است که در جمع یاران گردان الحدید دوران دفاع مقدس می گوید که به مناسبت سالگرد عملیات کربلای ۵ و به یاد شهید والامقام سردار سیدعلی ابراهیمی معاون عملیات لشکر ۲۱ امام رضا و فرمانده گردان الحدید، در منزل آن شهید دور هم آمده اند تا پس از دو دهه ونیم، دوباره در آغاز راه با هم بودن قرار گیرند و با یاد شهدا و مرور سبک زندگی آنان، خود را برای شهادت آماده کنند...
 

وارد جلسه که می شوم، صدایی آشنا به گوشم می خورد که زیارت عاشورا می خواند... انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم... این صدا مرا به بیست و چهارسال پیش می برد، سال ۶۶، گردان الحدید و... چهره اش را نمی بینم اما صدای خاطره انگیزش می گوید، او باید «برادر نسایی» باشد. دستیار گردان در دفاع مقدس که آن روزها نیز عاشوراخوان گردان نینوایی الحدید بود، او می خواند و من خاطرات گذشته را مرور می کنم. پایان زیارت عاشورا، آغاز نمایش کلیپی از شهید است که به صراحت از انگیزه رزمندگان می گوید و از شکوفایی استعداد رزمندگان در جنگ، حرف روشن شهید ابراهیمی، تکرار حدیث امام روح ا... است که ما مثل حسین(ع) وارد جنگ شدیم و مثل او باید به شهادت برسیم... آری شهدای ما، اول به باور شهادت رسیده بودند، سپس شهادت تقدیرشان شده بود.

اول شهید شو...

یادش به خیر عالم وارسته آیت ا... صفایی حائری(عین. صاد)که به پسرش- هنگام اعزام به جبهه- فرمود: پسرم! اول شهید شو بعد برو جبهه... و ابراهیمی ها اول شهید شده بودند و بعد در جبهه حماسه می آفریدند. چنانکه سالارپور، رزمنده همراه شهید ابراهیمی نیز در خاطره گویی اش بر این نکته تاکید داشت و مشی فرماندهی شهید ابراهیمی را تلفیقی از حماسه، شهادت طلبی و تدبیر معرفی می کرد، او از عملیات بدر گفت و از آتش عقبه آرپی جی که ابراهیمی را به زمین انداخت، اما وضع وخیم سر و صورت شهید هم باعث نشد ابراهیمی به عقب برگردد، بلکه همچنان رزمندگان را برمی انگیخت تا با آرپی جی، جواب دشمن را بدهند و سرانجام با تدبیری که اندیشید با زبان عربی، با بلندگو، عراقی ها را مخاطب قرار داد و با همراهی شهید توکلی خواه، باعث شد، صدها عراقی، تسلیم شوند و باز رفتار شهید با عراقی های تسلیم شده، به گونه ای بود که آنان خود را «میهمان جمهوری اسلامی» می دانستند نه اسیر. کاشانی، دیگر رزمنده ای بود که یاد فرمانده شهیدش را گرامی داشت و از اخلاق، صبر و استقامت شهید گفت و تاکید کرد: باید خدا را شکر کنیم که شهید ما را پذیرفت و اجازه داد به خانه اش بیاییم و با خاطرات نورانی اش دل را جلا دهیم. این رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: باید جوری زندگی کنیم که مدیون شهدا نشویم. پس از کاشانی، نوبت سخن به حجت الاسلام والمسلمین حسن احمدزاده از رزمندگان قدیمی گردان الحدید رسید تا با حدیث قدسی آغاز سخن کند و از ضرورت زهد واقعی بگوید.

 

هنرمندان واقعی شهدا هستند

وی افزود: همیشه از زهد و پرهیزگاری می گوییم اما در عمل رفتارمان فرق دارد. وی منتقدانه گفت: در جامعه خیلی ها حرف شهید می زنند، از شهید می گویند اما عملی که منطبق با فرهنگ شهادت داشته باشد، ندارند و مسیر حرکت شان هم به سمت منویات شهدا نیست. این روحانی رزمنده افزود: امروز هرکس را هنرمند می دانند و می خوانند و تجلیل می کنند اما هنرمند واقعی شهدا بودند و هنر واقعی هم کار آنان بود، لذا امام بزرگوار می فرمودند: «شهادت هنر مردان خداست». وی با اشاره به تصاویر فرماندهان شهید قراقی، توکلی خواه، شریفی و ابراهیمی گفت باید مرد خدا باشی تا شایسته شهادت شوی و اینان بودند و هنرمندانه جاودانه شدند اما ما هم در کنارشان بودیم اما شهادت نصیب ما نشد. باید در مشی زندگی خود بازنگری کنیم. حجت الاسلام احمدزاده، با اشاره به شهادت شهید احمدی روشن در حادثه تروریستی تهران تاکید کرد اگر مثل شهدا زندگی کنیم، اگر روش آنان را در پیش گیریم، اگر عیوب کارمان را برطرف کنیم، هنوز هم در باغ شهادت باز است، منتهی هرکس را راه نمی دهند، باید از جنس شهادت شد تا بر این باغ راه یافت.

 

پای در خاک و نگاه در افلاک

او در پایان افزود: شهدا پای در خاک اما نگاه در افلاک داشتند و در همین دنیا به کشف آخرت رسیده بودند و چنان شایسته شدند که خداوند آن ها را برای خود انتخاب کرد. افشار، دیگر خاطره گوی این محفل عاشقانه بود که بر ضرورت غبارروبی از خویش تاکید کرد و از سکوت تامل برانگیز ابراهیمی گفت که اوج اخلاص بود. او، یک سخن دیگر هم گفت: اگر برخی از شهدا، اهل نماز شب نبودند اما همه شهدا اهل حلال و حرام بودند، اهل انجام واجب و تقوا نسبت به محرمات بودند و در کار خویش همواره خدا را در نظر داشتند لذا برای شهادت انتخاب شدند. «داوطلب» هم در سخنانش به حدیث قدسی پرداخت که شهید شریفی می خواند: من طلبی وجدنی و... و این عصاره منش شریفی، ابراهیمی و همه شهدا بود. سید هاشم موسوی از فرماندهان هم دوره شهید ابراهیمی هم قدرت فرماندهی و تدبیر شهید را ستود و گفت: هم شریفی و هم ابراهیمی، رزمندگان خود را انتخاب می کردند. همواره مراقب سلامت آنان بودند. افراد را امتحان و سپس انتخاب می کردند. وی افزود: با این که شهادت آرزوی همه ما بود اما ابراهیمی مراقب بود، جز به ضرورت رزمنده ای حتی سر خود را از سنگر بالا نبرد تا مبادا هدف تیر دشمن شود. وی از تدابیر شهید گفت که همواره گره گشا بود و نوع صحبت کردن او با عراقی ها بارها، آنان را به سمت ما می کشید. وی توکل و استقامت را از ویژگی های شهید دانست.

 

از اخلاص تا اوج عبودیت

دکتر حبشی، نیز در این محفل از ویژگی های بارز شهید گفت. از اخلاصش که اوج عبودیت او را نشان می داد تا ابهت شهید که در اوج مهربانی اش هم بروز می کرد. وی افزود: شهید به حفاظت از نیروها و انجام درست وظایف چنان اهتمام می ورزید که ما جرأت نمی کردیم، بدون کلاه باشیم یا بی سیم را از خود دور کنیم. درایت و قدرت تدبیر، مولفه دیگری بود از سبک فرماندهی شهید که حبشی آن را، عامل حفظ منطقه عملیاتی بدر دانست و از نفوذ کلامش گفت که نه با تفنگ که با کلمه و سخن، عراقی ها را به تسلیم واداشت و باز مهربانی اش با عراقی های تسلیم شده چنان بود که از میان همان ها برای جبهه حق یارگیری می کرد. دکتر حبشی، اهتمام به نماز اول وقت را از دیگر ویژگی های شهید دانست و افزود: هنگام اذان، یکی از فرماندهان ارشد خطاب به شهید ابراهیمی گفت: نمازت را شروع نکن که با تو کار دارم اما شهید ا... اکبر را گفت و به نماز ایستاد. بعد از نماز آن فرمانده گفت: مگر صدایم را نشنیدی که نماز را شروع کردی اما شهید گفت: من و تو و همه برای همین نماز داریم می جنگیم. هادی نعمتی، که پس از شهادت ابراهیمی، فرماندهی گردان الحدید را به دست گرفت و بانی این جلسه نیز بود ابهت عرفانی شهید را ستود و از اوج نگاه او گفت با شعری که از عطار وام گرفت: دید مجنون را عزیزی دردناک / کومیان رهگذار می بیخت خاک / گفت ای مجنون!  چه می‌جویی چنین؟ / گفت لیلی را همی جویم یقین... وی افزود: شهدا دنبال لیلی عشق خود بودند و آنقدر در خاک گشتند تا به خدا رسیدند. سپس، حجت الاسلام والمسلمین غفوری، پدر همسر شهید ابراهیمی، به ایراد سخن پرداخت و از سبک زندگی شهید گفت و از ایثاری که او در زندگی و پشت جبهه داشت و نیز از اخلاص او که جز برای خدا کاری نمی کرد و همواره چنان از نام و منیت و خودنمایی پرهیز داشت که ما نمی دانستیم در جبهه چه کاره است. وی گفت: شهدا، همه عزیز خدا بودند، لذا آنان را بر سفره جاوید خویش دعوت کرد و افزود: ابراهیمی، همواره دعا می کرد الهم احینا حیات محمد و آل محمد و اماتنا ممات محمد و آل محمد... و سرانجام نیز به این توفیق رسید و اجابت دعایش، شهادت او بود... پایان این محفل، باز صدایی بود که مرا به بیست و چهار سال پیش برد، این بار قاسم سراجی می خواند، که آن روزهای عاشورایی نیز هم فرمانده بود و هم عاشورایی خوان گردان، او خواند و ما گریستیم به یاد سعادتی که از دست دادیم: یادیاران را حکایت می کنیم / عشق را با هم روایت می کنیم...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1390/10/25 شماره انتشار 18031 /صفحه۷/فرهنگی

/ 0 نظر / 5 بازدید