صیاد، نماد غیرت و قدرت ایرانی

صیاد شیرازی برای من یک نام نیست بلکه یک نشان است، نشان از «رستم» که بازتولید شده است. قهرمانی پهلوان منش که با همه وجودش برای سربلندی ایران مجاهدت کرد تا ایران اسلامی و ایرانی مسلمان سرفراز بماند. صیاد نشان از مالک اشتر داشت که به روزرسانی شده بود در قامت فرماندهی خلاق و اخلاقمند که ایمانش را در تدبیرش تبلور داده بود تا لشکر حق را از دالان های هزارنفری طراحی شده توسط متخصصان جنگی شرقی و غربی با سرفرازی عبور دهد. برای من صیاد شیرازی یعنی بیت المقدس، یعنی فتح المبین، یعنی والفجر و کربلا و قادر و مرصاد. برای من صیاد شیرازی نشان غیرت و قدرت است و نماد آن نیز هم. هر چند او را کم شناختیم و کمتر شناساندیم تا امروز نسل نورسته ما، از او دانسته هایی در حد هیچ داشته باشد اما «جمونگ» را در اندازه ای فراتر از اسوه بلکه در قامت اسطوره بپذیرد و باز منتظر سریال نوه جمونگ هم باشد تا باز کره ای های چشم بادامی، در چشم فرزندان ما الگوسازی کنند و قهرمانان نداشته خود را در اندازه «جهان قهرمان» در ذهن ها بنشانند. مسئولان ما هم خوشحال و خندان و دل خوش کنند که آمار بینندگان تلویزیون را بالا برده اند! اما آیا این بالا بردن آمار، پایین آمدن حساسیت نسبت به قهرمانان ملی خودمان را در پی ندارد؟ آیا هنر این مرز و بوم آن قدر سترون است که نمی تواند یک اثر فاخر درباره قهرمانان و پهلوانان حقیقی اش تولید کند؟  آیا وقت آن نرسیده است تا با ساخت هنرمندانه مجموعه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی درباره شخصیت هایی هم چون صیاد شیرازی، ما هم به فکر صدور ارزش های انقلابی، اسلامی و ایرانی خود باشیم؟  چطور کره ای ها، هم فرهنگ خود را صادر می کنند و هم محصولات خود را اما ما نمی توانیم! آیا این نتوانستن، حقیقی است یا برخاسته از نخواستن؟  اگر آن ضرب المثل قدیمی را باور داشته باشیم که «هنر نزد ایرانیان است و بس» با هزار تاسف باید بپذیریم که اراده و برنامه ای برای چهره سازی هنرمندانه از قهرمانان ملی وجود ندارد، حتی اگر اندکی از هنر هم نزد ما بود و اندکی تدبیر می کردیم ماجرا این نبود که امروز، فرزندان ما به جای تلاش برای شناختن صیاد شیرازی ها، آوینی ها، باقری ها، همت ها، دوران ها، چمران ها و... به هنرنمایی جمونگ و نوه و نتیجه اش دل خوش کنند آن وقت ما انتظار داشته باشیم، خودشان در اندازه صیاد شیرازی ها نسبت به وطن عرق داشته باشند و برای سربلندی اش تلاش کنند. نه این انتظار با این برنامه ریزی، با این الگوپذیری، چیزی است در اندازه غیرممکن! حرف آخر این که صیاد شیرازی، دین خود را به اسلام و انقلاب و ایران و ایرانیان ادا کرد، ما اما امروز نسبت به او بدهکاریم. به خصوص هنر ایران، جامعه رسانه ای ایران، آموزش و پرورش ایران، دانشگاه های ایران، تبلیغات ایران و... به نسل صیاد شیرازی ها یک بدهی بزرگ دارند که هر روز هم بزرگ تر می شود اما دریغ که فقط در سالروز شهادتش می آییم و سخنی می گوییم و باز به کما می رویم. روشن است پس از این کما وقتی بیدار شویم درخواهیم یافت چقدر ضرر کرده ایم...

خراسان - مورخ شنبه 1389/01/21 شماره انتشار 17520/صفحه٩/اجتماعی
/ 0 نظر / 6 بازدید