دیدار با بهشتیان زمینی

روایت سردار مصباحی از عملیات میمک درجلسه انصارالمهدی (عج)

 

 

من آدم سعادتمندی هستم. این اصلا تعریف از خود نیست، هیچ گاه خودشیفته نبوده ام. هیچ گاه به چیزی ننازیده ام اما حالا می خواهم جار بزنم من سعادتمند هستم که ماهی  یک بار وقتی آهنگ دریافت پیامک تلفن همراهم نواخته می شود روی صفحه گوشی، یک دعوت بهشتی ثبت می شود و من می توانم در شب جمعه ای، ساعتی چند اگر نه در بهشت اما در جمع بهشتی ها حضور داشته باشم، نفس به نفسشان بدهم، با آن ها بخندم، با آن ها نماز گریه بخوانم و دست در دست هایی بگذارم که حتم دارم هنوز عطر بوسه حضرت روح ا... از آن جاری است. من آدم سعادتمندی هستم که آخرهای ماه پیامکی با این مضمون روی نمایشگر تلفن همراهم نقش می بندد؛ «جلسه ماهانه انصارالمهدی (عج) به یاد شهید ... شب جمعه هم زمان با نماز مغرب و عشا برگزار می شود.

سعادت حضور در جلسه این هفته رزمندگان اطلاعات و عملیات بچه های لشکر ۲۱ امام رضا(ع) این شهیدان زنده، در خانه شهیدی از سلاله زهرا (س) نصیب شد. درست روز شهادت شهید سید یوسف ژیان صیاد ( هاشمی) بود که هم رزمانش در خانه اش -در محله طلاب مشهد- یادش را گرامی می داشتند.

او ۲۹ مهر ۱۳۶۳ در عاشورای میمک به کاروان امام حسین علیه السلام پیوست. قبل از من تنی چند از شیرمردان دیروز آمده بودند، مردانی که شهیدند هرچند به شهادت نرسیده اند، دقایقی بعد هم دیگر یاران، یکی از پی دیگری به سلامی جمع رامی نوازند و... اندک اندک جمع مستان می رسند و می توانی گل عذارانی را زیارت کنی که اگرچه بیش از دو دهه است که از گلستان جبهه آمده اند اما هنوز سرشار از آن فضای نورانی هستند.

در این محفل، برادر و داماد خانواده شهید از خاطرات او می گویند و این که او اهل صله رحم بود. مهربان بود و تا بود شانه به زیر کارها می داد خودی و بیگانه هم برایش معنا نداشت. او کلید قفل زندگی خیلی ها شد، از جمله این که در تهران وقتی برادران، کمیته یک سارق معتاد- که خانواده داشت- را گرفتند و او در چهره مرد اراده اصلاح را مشاهده کرد، با ضمانت خود زمینه آزادی او را فراهم  کرد و جوانمردانه او را به سوی زندگی سالم هدایت کرد. در این محفل نورانی آرام از نیروهای برجسته اطلاعات و عملیات و رحیمی، تدارکات چی گردان اخلاص هم از ایمان خالص یوسف گفتند که به رفتار درآمده بود. آرام از عملیات های شناسایی و رحیمی خیلی ریز و جزئی، از شهید می گفتند از جزئیاتی که وقتی کنار هم می گذاشتی کلیتی به نام شهادت شکل می گرفت. کلیپ هایی که میان صحبت ها پخش می شد، چشمانت را به باران می نشاند تا دیده ات، تا دلت تا روحت زلال شود و چقدر این باران در فصل قحط سالی به دل می نشست...

عملیات میمک و بچه‌های خراسان

سخنران اصلی این محفل اما، برادر مجید مصباحی دیروز وسردار مصباحی امروز بود که روزگاری فرمانده اطلاعات و عملیات لشکر ۲۱ امام رضا(ع) بود و امروز در نیروی زمینی سپاه بر استمرار خط شهیدان تاکید دارد. او از عملیات میمک گفت وعاشورایی که آفتاب نشینان حرم رضوی، بچه های خراسان، خلق کردند. آن هم پس از عملیات خیبر و فضایی که در لابه لای زمزمه  گفت وگوهای صلح شکل  گرفته بود. اما بچه های امام رضا(ع) که رد اشاره انگشت نورانی امام را گرفته بودند، در میمک یک عاشورای دیگر خلق کردند، در منطقه ای که پر از مشکلات طبیعی بود و شاید برخی افراد دل به عملیات در آن منطقه نداشتند اما بچه های خراسانی سپاه عشق با حمایت مقتدرانه توپخانه  ارتش غیرت، در کمترین زمان در پناه لطف خدا که با مه غلیظ آنان را از دید دشمن محفوظ داشته بود، به انجام تکلیف پرداختند. سردار مصباحی با اشاره به ماجرای «شیعیان تنوری» گفت: به گمانم بچه های ما که از معبر مین عبور می کردند، دارای چنین ایمانی بودند.

او از شهید شوشتری و روحیه اخلاصش هم گفت. از اطاعت پذیری هایی که او را به مقام «بندگی» رسانده بود نیز یاد کرد و همگان را توصیه کرد هر جا هستند شوشتری وار کار کنند.او از تلخی ها و شیرینی های روزهای دفاع نیز گفت و بعد نوبت به روحانی رزمنده ای رسید که داماد خانواده شهید بود و خود نیز همنشینی با شهدا را تجربه کرده بود. او که با وجود زخم های جنگ، هنوز کارت جانبازی ندارد، با افتخار گفت کارت جانبازی را از مادرم حضرت زهرا(س) خواهم گرفت.

محفل عشق دقایق پایانی را می گذراند و تو به چهره ها نگاه می کنی می بینی سردار مصباحی چقدر دقیق گفته است که اینان اگر شهید نشدند هم شهید هستند برادر مجید روزهای جنگ به نوجوانان و جوانان محفل گفت اگر شهدا را ندیدید. اینان هم شهید هستند و نام برد این شهیدان را که هر کدام در روزگار دفاع مقدس حماسه ای خلق کرده بودند...

 

پس از سخنرانی‌ها ...

پس از سخنرانی ها و مداحی. حاضران به خوش وبش با هم می پردازند. لب ها قاب لبخندند و چشم ها قاصد مهربانی ها و دلتنگی ها، بعضی هاشان شاید یک ماهی بشود همدیگر را ندیده اند. آخر جلسه انصارالمهدی ماهیانه است آخرین جمعه ماه در منزل یک شهید، که سالگرد شهادت اوست...

حاضران از هم به گرمی احوال پرسی می کنند. اگر کسی نیامده باشد پی جوی احوالش می شوند.محفل به پایان رسید و من سرشار از سعادت همنفسی با بهشتی ها، در آغاز گفتنم، گفتن از عشق، نوشتن از شهید و سرودن از شهادت...

 

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1389/08/03 شماره انتشار 17682 /صفحه7

/ 0 نظر / 10 بازدید