پشت دیوار آن سو......

پشت دیوار آن سو/دشمن/این سو من/ او با تانک/من باتن/کداممان پیروز خواهیم شد؟/شیطان می گوید او/قرآن می گوید من/فلسطین ای وطن من/    نه، باور کنید مسئله فلسطین یک مسئله سیاسی نیست. اعتقادی هم نیست، اجتماعی هم نیست، همه و همه اینها هست واین همه، تمام ماجرای فلسطین نیست، مسئله فلسطین، مسئله انسانیت است انسانیتی که هرروز، توسط ددان آدم نمای صهیونیست هزار زخم می خورد. انسانیتی که دیری است چونان پرنده سفید صلح تیر بر قلب بر زمین افتاده است. انسانیتی که چون خاک فلسطین زیر چکمه های جانوران وحشی قرن لگد مال می شود.
مسئله فلسطین را می شود پیچیده کرد و به تئوری پردازی های دور و دراز پرداخت و گفت منافع و مصالح ملی ایران اقتضا می کند از همه ظرفیت های سیاسی، بین المللی، اجتماعی و روانی خود بهره بگیریم تا دشمن زمین گیر شده در فلسطین را در همان خانه اول هجوم به سمت نابودی سوق دهیم. این هم یک واقعیت راهبردی است اما سخن من این نیست. می توان گفت رابطه ما با بیت المقدس به عنوان قبله اول مسلمانان و با فلسطینیان به عنوان برادران و خواهران همکیش، یک رابطه قوی اعتقادی و خویشاوندی فکری است که این هم یک حقیقت است اما سخن این قلم نیست. می توان گفت کشورهای اسلامی از ناآرامی در رژیم صهیونیستی می توانند بهره ببرند و آرامش را در کشور خود نهادینه کنند اما باز هم این نوشتار سرپرداختن به آن را ندارد. بلکه حرف ما، حرف انسانیت است که به هر نام و رنگ و زبان و مذهب در توحشکده صهیونیست ها قربانی می شود. حرف ما برگرفته از آموزه های دینی ماست که هر کس یک انسان بیگناه را بکشد انگار همه انسانها را کشته است و حالا می بینیم تمام انسانیت هر روز چندین بار در فلسطین به ستم کشته می شوند و دریغا که بسیاری از چشمان را خواب در ربوده است و بسیاری وجدانها را غفلت تاراج کرده است تا احساس نکنند صهیونیست های نژادپرست در خاک پاک فلسطین چه می کنند ودر پیرامون مسجد الاقصی که «مبارک» است چقدر «مرگ» می بارند!
امروز، تلخ تراز دیروز بر مردم  آن سامان می گذرد، به ناموس خلقت تجاوز می شود و کرامتمندترین مخلوق خدا انسان - در آن دیار به شومی شرنگ مرگ چشانده می شود و کرامت انسانی و تمام معیارهای حقوق بشر زیر چکمه های دژخیمان له می شود. پدر در آغوش فرزند در بستری از خون جان می بازد و پسر در کنار پدر پرپر می شود. «محمد الدوره» یک نفر نبود، یک تاریخ بود، یک ملت بود که جلوی چشم هایتان در کنار چشمان بارانی پدر، پرپر شد. امروز هم همه انسانیت است که زخم می خورد و ... این واقعیت فلسطین است و فردا روز قدس: من نمی خواهم مردم را دعوت کنم در تظاهرات شرکت کنند. بلکه می خواهم فریاد بزنم، فردا، هر کس می تواند نیاید! هر کس مرگ انسانیت را می تواند ببیند و سکوت کند، نیاید! هر کس می تواند ناموس خلقت را در تاراج ددان ببیند و همه وجود فریاد نمی شود، فردا نیاید.
هرکس می تواند از پا افتان شهدای ستم دیده فلسطین را ببیند و برپای نخیزد، نیاید. 
هر کس ناله های کودکان یتیم فلسطینی را می تواند نشنود، نیاید. هر کس می تواند در برابر این همه نامردی و نامردمی پلک بر هم بگذارد، نیاید. هر کس می تواند مرغ صلح را تیر در سینه و شاخه های زیتون را لگدکوب و صلح خواهان را قطعه، قطعه ببیند و تاب آورد نیاید. هرکس می تواند ویران کردن خانه های فلسطینی را تماشا کند و در خانه گرم خویش بلمد، نیاید. هر کس می تواند با نیامدن خویش در برابر وجدان قاضی، خود را راضی به نیامدن کند نیاید. هر کس...
این یک راهپیمایی سیاسی و جناحی نیست. این یک مانور تبلیغاتی به نفع این و آن نیست. 
این نمایش قدرت این جناح و آن جناح نیست. این همایش پرشکوه بیداری انسان است از هر رنگ و زبان و نژاد و دین و مذهب، هر کس از این بیرون است.
نیاید. به اعتقاد نگارنده مسئله فلسطین قبل ازآنکه سیاسی، فرهنگی و اعتقادی باشد، یک موضوع صد در صد انسانی است و حتی بسیاری از یهودیان آگاه و با وجدان هم فردا هم صدا با گلوی آزادیخواهان فریاد مرگ بر اسرائیل سرخواهند داد. چنانکه دیروز و امروز در کنار آزدیخواهان فلسطین حضور داشته اند. فردا روز اعلام موضع انسانیت است در برابر بربریت، روز حق گویی آزادگان است در برابر به بردگی کشندگان انسان، روز بیان مبین حق است در برابر همه باطل. هر کس حرفی از جنس حق ندارد و تکلیف خود را با خود روشن کرده است نیاید... اصلا فردا، هر کس می تواند نیاید! 

روز پنجشنبه29 آبان ۱۳۸٢
 

/ 0 نظر / 9 بازدید