سردار مصباحی: به دعای خانواده شهدا محتاجیم

در جلسه انصارالمهدی(عج) عنوان شد
 

در این روزگار به دعا برای هم و دعای خانواده شهدا به ویژه پدر و مادر شهدا سخت محتاجیم. این را سردار مجید مصباحی از فرماندهان دفاع مقدس می گوید تا به یادمان آورد که در سخت هنگامه ای قرار داریم و راستی در روزگاری که از هر گوشه ای یک صدا برمی خیزد چقدر به این دعا محتاجیم و چقدر دعای هم نفسان شهدا شفابخش و شفاعت آور می شود. سردار مصباحی در جلسه انصارالمهدی که شب جمعه گذشته به یاد شهیدان سیدرضا و سیدمهدی سیدی در خانه پدر شهید برگزار شد، افزود: شهدا آمدند و رفتند انگار مثل برق از خاطره زمین و زمینیان گذشتند و نه زمین توانست آن ها را به خویش مشغول کند و نه ما توانستیم آن ها را - آن گونه که باید- بشناسیم.وی گفت: شهدا پاک بودند، خیلی هایشان ۱۶-۱۵ ساله بودند. با همان پاکی هم رفتند اما سن ما امروز بالا رفته است و جوان ترین هامان عمر از ۴۰ گذرانده اند. معلوم نیست چه عاقبتی داشته باشیم این است که می گویم به دعا برای هم، به دعای خانواده شهدا و به دعای شهدا محتاجیم. وی سپس به جایگاه نیروهای اطلاعات و عملیات در دفاع مقدس پرداخت و گفت: این دلاوران مصداق همان «شیعیان تنوری» بودند که در تاریخ خوانده ایم. این شهدا نیز هرگز چون و چرا نمی کردند بلکه دستور فرمانده خود را -که نماینده امام می دانستندش- به بهترین شکل انجام می دادند و به گزارش خراسان، در این محفل نورانی که یادگاران دفاع مقدس حضور داشتند، برادر حسینیه مقدم از فرماندهان اطلاعات و عملیات در دوران دفاع مقدس به نحوه تشکیل این واحد پرداخت و رزمندگان آن را چشمان بیدار فرماندهان خواند که هیچ گاه دچار غفلت نمی شدند، این فرمانده دفاع مقدس افزود: بچه های اطلاعات و عملیات از سختی ها و خطرات نمی هراسیدند بلکه در عرصه های بلا، با یاد شهید کربلا، نینوایی حاضر می شدند. مهندس حسین عبدالهی، از همرزمان شهیدان سیدی نیز از لحظه های در کنار شهیدان بودن گفت که امروز به خاطره تبدیل شده است. خاطره هایی که می تواند و باید ما را از خطراتی که فراوان در رهگذار ما قرار می گیرد نجات دهد. او از شهادت گفت که در باور و زندگی سیدمهدی سیدی هر لحظه در حال شکوفا شدن بود تا سرانجام او را با خود برد.هادی سیدی، برادر شهیدان سیدی، نیز از برادرانش گفت و از نامه هایی که شرح عشق بودند. راستی اگر عطار نیشابوری که این روزها بزرگ داشت اوست با این عارفان نوجوان آشنا می شد، شاید منطق الطیرش، به شرح منطق مردانی می پرداخت که پای در زمین داشتند اما زمینی نشدند، در زمان بودند اما اسیر زمان نشدند و همه سیمرغ بودند و به مقصد رسیدند و راستی نیایش های رضا و مهدی عین عرفانی بود که از لابلای کتاب ها به در آمده به عمل تبدیل شده بود. ایشان همان طور که از خداوند به دعا خواسته بودند که آنان را از شر نفس در امان دارد خداوند هم دعایشان را اجابت کرد و به ایمنی رسیدند. اصلا همه شهدا روئین تنانی بودند که در برابر تیرهای شیطانی جان به سلامت داشتند و به سلامت بردند، جان خویش را که در آن قیمتی ترین گوهر را، ایمان را، حفظ کردند. مهدی، رضا و همه شهیدان هم شهادت را انتخاب کرده بودند و هم انتخاب شده بودند برای شهادت لذا در نامه هایی که به خانواده می نوشتند تمنا می کردند، خواهش می کردند تا خانواده برای شهادتشان دعا کنند، چنان که به همرزمان خود التماس دعا می گفتند چنان که به امام رضا(ع) دخیل شهادت می بستند آری آنان برای شهادت انتخاب شده بودند، حتی نوع شهادت خود را هم انتخاب می کردند چنان که شهید سیدی نمی خواست او را تشییع کنند و پیکر پاکش سال ها نیامد، چنان که شهید سید جواد خوش قلب طوسی، نمی خواست از او نشانی باشد، عکس هایش هم چاپ نشد. چنان که شهید رحیمی می خواست بسوزد و سوخت. آری نوع شهادت را هم خود انتخاب می کردند و امروز این ماییم و یک سوال؛ آیا می توانیم چگونه زندگی کردن خود را انتخاب کنیم؟ آیا...

اجازه بدهید، شرمگینانه، پایان گزارش را مداح جلسه برایمان بخواند؛

... به یاد خون شهیدان که بر زمین می ریخت

هنوز پیش خود ذره ای حیا داریم

به یاد لحظه جان دادن بسیجی ها

هنوز در دل خود یاد کربلا داریم

به یاد مهدی خندان و یاد همت ها

به یاد کاوه به دل شور نینوا داریم

هنوز ناله یاران ز فکه می آید

هنوز در دل خود بهرشان نوا داریم

هنوز شرم کنیم از نگاه جانبازان

هنوز بهر شفاشان به لب دعا داریم

بیا بپرس ای همیشه شاهد ما

چرا ز خاطره هامان گهی ابا داریم

لباس خاکی خود را دوباره می پوشیم

برای این که بدانی به تو وفا داریم

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1390/01/27 شماره انتشار 17811 /صفحه۷/فرهنگی هنری

/ 0 نظر / 63 بازدید